پربحث ترین مطالب

آخرین اخبار

26. دى 1396 - 8:27
آئینی ماندگار در تاریخ فرهنگ دیار اولین ها:
رسم زیبای یالا یالا بارونی در شهرستان لنده + تصاویر
نویسنده: 
سیداسماعیل میری
گاهی چنان آسمان به تنگ می آید که مردم برای گره گشایی و نظر لطف باری تعالی دعا و نماز طلب باران از خداوند می کنند که در شهرستان لنده استان کهگیلویه وبویراحمد علاوه بر نماز دعای شبانه با آداب ورسومی خاص همراه است به نام "یالایالا بارونی".

به گزارش خبرلنده، فرهنگ به عنوان زیربنایی ترین نهاد در جامعه است که قدمت و کهنی آن باعث ماندگار شدن آداب و رسوم گذشتگان نیز خواهد شد.

مردم استان کهگیلویه وبویراحمد برابر آداب و رسوم گذشتگان خود در سال های کم بارشی با برپایی نماز و دعا از خداوند بارش باران را طلب می کنند که همراه با آداب و رسومات خاصی انجام می شود.

 

 

شهرستان لنده یا همان دیار اولین ها نیز همانند سایر مناطق استان چهارفصل کهگیلویه وبویراحمد برای طلب باران از خداوند علاوه بر نماز طلب باران دعای "یالایالابارونی" را در نیمه های شب سر می دهند و از باری تعالی طلب باران می کنند.

 

 

در این آئین سنتی که در نیمه شب صورت می گیرد تمامی بچه ها و نوجوانان جمع می شوند و در حرکتی دسته جمعی به در تک تک خانه ها رفته و با صدای بلند و هماهنگ فریادمی زنند: یالا ، یالا بارونی (یا الله یا الله بارونی ) صاحب خانه بیرون می آمد به سر و روی آنها آب می پاشد.

 

 

بعد از اینکه صاحب خانه به بچه های آب پاشید، بچه ها به طورهمزمان فریاد می زنند: ( اَوُشَ دایی ، نونِشَ بِیِه )"آبش را دادی ، نانش را هم بده" و صاحب خانه به آنها مقداری آرد به آنان می دهد.

 

 

پس از اینکه درب همه منازل را زدند در یک محل جمع شده و آردهای جمع آوری شده را به خمیر تبدیل می کنند خمیری سفت و با لایه ای کلفت جهت جانمایی در زیر خاکستر آتش و یا زغال های هیزم ها.

 

 

 قبل از انتقال خمیر به زیر خاکسترها یکی از بزرگان جمع سنگ ریزه ای را یواشکی و به صورت پنهان درون یکی از چونه های خمیر می گذارد تا ببینند سهم کدام یک از افرادی است که در جمع حاضر هستند.

 

 

با مشخص شدن فردی که ریگ یا همان سنگ ریزه را تحویل گرفته است فوراً باید فرار کند و وقتی فرار می کرد و همه او را دنبال می کنند. وقتی او را می گرفتند . آرام به کمرش می زدند ، می گفتند : پَره مَشکُول سیاه ، بوی بارون وَش اییا. ( از تکه پاره ای مشکول یا مشک سیاه بوی باران می آید.)ریش سپید (پیرمرد) یا یکی از بزرگان جمع با حضور در جمع آنان او را رها می کرد و می گفت : من ضامن او می شوم و امیدوارم که به زودی باران ببارد

 

.

جالب است که وقتی بچه های محله از جلوی خانه ای می گذشتند و ناکام برمی گشتند صدا می زنند:

حُونی که خُشک خُشکه، پِرش موری و مُشکِه .

"خانه ای که خسیس یا دست خشک است ، پر ازمورچه و موش است "

البته این آئین کهن سال های سال است که در بیشتر مناطق و روستاها به فراموشی سپرده شده است و برای نسل جوان نیز تازگی دارد که باید این سنن حفظ و به آیندگان دست به دست شود.

انتهای پیام

تصاویر تکمیلی: 

نظرات کاربران

http://khabarlendeh.ir
https://t.me/joinchat/AAAAAEGMzGypJ0js3R6rKg
http://khabarlendeh.ir/news/83674/%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%B1%D8%B9%DB%8C-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%87
http://khabarlendeh.ir/node/83675
پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس